new look shoes
Sunday, March 9, 2014
مجله هفته
سالن مردودین
وحید چمانی
دکتر یوسف اباذری
انجمن احیا گران فلسفه نو
حقیقت ناب
ترجمان
مجله هفته
کتابخانه آنارشیسم
مسعود احمدی
مجله اشراق
دو گیلاس سرخ همزاد
تایپ و ویرایش
فروردین 1392
مرداد 1390
سر در خشت و پشت به آینه
لوکاچ: بازگشت به عینیت [1] مقدمه از دکتر مجید مددی برگردان از فرانسه: فرشاد نوروزی این مقاله ترجمه ای است از مصاحبه نشریه la quinzaine littéraire با گئورگ لوکاچ که در شماره 17 آن به چاپ رسیده است. مصاحبه از: Naim Kattall مقدمه دکتر مجید مددی من گرچه نوشتن مقدمه ای بر این گفت و گوی کوتاه غیر تخصصی و نه چندان منسجم را ضروری نمی دانم ولی از آنجا که در خواست از سوی جوانی پرشور بود جویای علم و فرهیخته که زبان دانی و ژرفای دانش فلسفی اش در این وانفسای کم دانشی یا بی دانشی به راستی حیرت انگیز است بر خود فرض دانستم در خواست او را اجابت و به قدر توان به برخی نکات اشاره کنم که در متن گفت و گو مورد توجه و بحث قرار نگرفته اند. من در این مقدمه که تنها به پاره ای از مضامین پرداخته ام هدفم نه معرفی فیلسوف برجسته و دانشوری شناخته شده در سرتاسر جهان به نام لوکاچ است و نه بررسی گنجینه ی آثار بر جای مانده از او که بزرگانی پیش از این چه بسیار که درباره اش سخن نگفته اند و در بررسی و نقد و نظرهاشان یا به تأیید و یا رد دیدگاه های وی نپرداخته اند. من اما در این مقدمه ی کوتاه می خواهم به نکته ای اشاره کنم که در همان نخستین danner نگاه به متن مصاحبه برایم عجیب جلوه کرد: چرا در آغاز گفت و گو بحث درباره ی آخرین اثر ناتمامی است که خود فیلسوف danner آن را استثنائی بر قاعده نامیده و هیچ دلیلی هم ذکر نمی کند که چرا در حالی که این اثر عظیم نیمه تمام به نام معرفت شناسی هستی اجتماعی[2]در واقع حاصل یک عمر دراز فلسفه ورزی و کاوش و کنکاش در اندیشه ها توسط اوست که قاعدتا بایستی پس از گفت و گو درباره ی پیشینه ی فکری و تحول و تکامل اندیشگی فیلسوف که اگر نگوئیم بی نظیر دست کم کم نظیر بوده است به آن پرداخته می شد. از این روی به گمان من برای رفع این کمبود بایستی لااقل فهرست وار مهم ترین آثار نوشتاری او (لوکاچ) که نمایی از تحولات فکری او و در نتیجه ی کنش و واکنش های سیاسی و اجتماعی او بوده مورد بررسی و امعان نظر قرار گیرد. پارکینسون در اثرش به نام جرج لوکاچ[3] پس از شرح مفصلی از زندگی و زمانه ی لوکاچ که خود در خور اهمیت فوق العاده ای است که عوامل مؤثر اجتماعی اقتصادی و سیاسی در شکل گیری اندیشه و عملکردهای اجتماعی و سیاسی فیلسوف را برجسته می کند به دوره بندی آثار لوکاچ می پردازد و با توضیح مختصر و ژرفی پیرامون اثر و دوره ای که در آن اثر خلق شده است. روند تکاملی اندیشه فیلسوف و سوی گیری های سیاسی او را نشان می دهد. این دوره بندی عبارت است از: 1) نقد ادبی پیشا مارکسیستی: روح و صور (1911) و نظریه ی رمان (1916) 2) مارکسیسم و هگلیانیسم (هگل باوری): danner تاریخ و آگاهی طبقاتی (1923) 3) مارکسیسم و تاریخ فلسفه: هگل جوان (1948) danner انهدام خرد (1954) 4) مارکسیسم و نقد ادبی: ادبیات غرب 5) مارکسیسم و نقد ادبی: ادبیات روس 6) زیبایی شناسی مارکسیستی (1963) 7) معرفت شناسی هستی اجتماعی (اثر ناتمام)[4] که نخستین اثر یعنی روح و صور شامل ده مقاله است که بیشتر آنها نقد ادبی است درباره ی آثار کسانی چون نوالیس تئودور danner استورم گئورگ و لارنس استورم که هفت مقاله از ده مقاله پیشتر در نشریات مختلف منتشر شده که می توان این پرسش را مطرح کرد که آیا کتاب وحدتی را تشکیل می دهد در مقدمه ای که نویسنده بر کتاب نوشت با توجه به ماهیت و صورت مقاله ها لوکاچ در پاسخ به پرسشی که کتاب از وحدت برخوردار است می گوید: نه تنها این مقاله ها وحدتی را شکل می دهند بلکه می پرسد: آیا می توانند چنین وحدتی تشکیل دهند و تردید او در پیوند است با ماهیت مقاله ها...که پارکینسون در کتابش شرح مبسوطی درباره ی دیدگاه لوکاچ از این اثر در اختیار خواننده می گذارد. کتاب مهم دیگر نقد ادبی پیشامارکسیستی- danner نظریه رمان است که به گفته ی نویسنده ی کتاب جرج لوکاچ حرکتی را نشان می دهد از کانت به هگل . دقیق تر بگوئیم نمایشی از رها کردن انگاره danner ی صور بی زمان و حرکت به سوی چیزی که لوکاچ آن را تاریخی کردن مقولات زیبایی شناختی می نامد . در این اثر لوکاچ رمان را به مثابه صورت (فرمی) از چیزی که آن را حماسه بزرگ می نامد در نظر می گیرد. و آن چنان که لوکاچ می گوید عینیت یافتگی حماسه بزرگ است و دیگری یعنی شعر حماسی و حماسه نیز متمایز از رمان است.[5] لوکاچ در 1923 نخستین اثر اصلی و عمده ی خود را به عنوان یک مارکسیست به نام تاریخ و آگاهی طبقاتی منتشر کرد. کتاب که شامل هشت مقاله است و بیشتر آنها مقاله هایی گهگاهی که به مناسبت danner های مختلف نوشته شده اند در فاصله ی زمانی 1919 تا 1921 هر چند دو مقاله یکی به نام اشاره یا تفسیرهایی روش شناسیک درباره ی مسئله سازمان و تشکیلات (حزبی) و دیگری شئ وارگی و آگاهی پرولتاریایی که به طور خاص برای این کتاب نوشته شده اند. کتاب مذبور اثری دشوار و دیریاب است. اسلوب و شیوه نوشتاری آن پیچیده و پر از انتزاعات ابهام آمیز است و به خاطر ماهیت گهگاهی و مناسبتی بودن مقاله ها ساختار منطقی اندیشه لوکاچ اغلب به دشواری قابل فهم است. کتاب تأثیر زیادی بر محافل کمونیستی گذاشت ولی نه آن تأثیری که لوکاچ متوقع آن بود. برخی از دوستان لوکاچ اشخاصی مانند ارنست بلوخ از دوستان دوران دانشجویی او در آلمان و ژوزف ر وای[6] یکی از نخستین اعضای حزب کمونیست مجارستان اما اشخاص مهم و با نفوذتری بر ضد آن لب به سخن گشودند از جمله اشخاص با نفوذی چون فیلسوف روسی د بورین و مهم تر از همه زینوویف که در آن زمان در رأس انترناسیونال کمونیستی و یکی از گروه سه نفره ای بود که پس از مرگ لنین
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment