پیشرفت تاریخ نگاری عصر تیموری را باید در علاقه مندی تیمور به ثبت و ضبط وقایع و دانش دوستی جانشینانش جست وجو کرد.چنان که در عصر شاهرخ و همسرش گوهرشاد الغ بیک بایسنقر و بایقرا به دنبال آراشم نسبی ای که پدید آمده بود تاریخ نگاری پیشرفت قابل توجهی کرد و دربارهای این شاهزادگان تیموری به صورت مرکزی برای کسب علم و دانش و پرورش عالمان و دانشمندان درآمد. stefanis
تاریخ های عمومی نوشته شده در این دوره اقتباسی است از آثار پیشینیان همراه با تلفیق مطالب عصر مؤلف که نسبت به تاریخ های عمومی عربی تقلیدی دسته دوم و فاقد شیوه ی نقادانه ی آن ها است.همچنین توجه به خلاصه نویسی در آثاری چون منتخب التواریخ نطنزی و مجمل فصیح ی از دیگر ویژگی های آثار تاریخی این دوره است.
زندگینامه احمد بن جلال الدین محمد بن نصیر الدین یحیی... وهب باهلی 1ملقب به فصیح 2 خوافی یا ال خوافی 3 از رجال معروف قرن نهم هجری قمری و از تاریخ نویسان مشهور و موثق دوران تیموری است.وی در یکم جمادی الاولی سال777 stefanis هـ-.ق./اکتبر 1375 م.در شهر رود(مرکز ناحیه ی خواف)4 و بنا به گفته ای دیگر در شهر هرات چشم به جهان گشود5.
مؤلف از شش پسر خود با نام های رکن الدین محمود(متولد 818 هـ-.ق) نصیر الدین محمد(در گذشته 826 هـ-.ق.)جلال الدین ابو سعید محمد(در گذشته 834 هـ-.ق) ظهیر الدین محمد(متولد 841 هـ-.ق) و مغیث الدین ابو نصر محمد(متولد 842 هـ-.ق) معز الدین ابو اسحاق محمد(متول stefanis د 843 هـ-.ق) یاد کرده است 8.
خوافی طبع شعر نیز داشته است و در بعضی از موارد از خود اشعار و ماده تاریخ هایی گفته که در کتاب درج شده و بنا به گفته ی شیخ آذری اسفراینی 9گویا دیوان شعری نیز داشته است.وی در مجمل بایسنقر را مدح گفته و در ذیل حوادث 837 قمری از مرگ وی بسیار اظهار تأسف کرده و قطعه شعری هم سروده است 10.
فصیح پس از کسب علم و دانش مانند پدر عهده دار خدمات دیوانی گشت.احتمالا اشتغال وی در خدمات دیوانی stefanis قبل از سال 807 قمری به طور غیر مستقیم و در خدمت به وابستگان قدرت مرکزی بوده نه به صورت خدمت مستقیم در دستگاه حکومتی. نخستین خبر از دخالت خوافی در امور دولتی هنگام جلوس شاهرخ به جای تیمور به سال 807 ق.است که از جانب شاهرخ به همراه سه تن از امیران 11 برای تحویل خزانه خاصه ی شاهرخ به سمرقند که نزد شیخ عمر خازن بود گسیل گردید.به طور قطع فرستادن خوافی به چنین مأموریت مهم و خطیری بیانگر این مطلب است که مؤلف قبل از این تاریخ نیز به کارهای دیوانی اشتغال داشته است.وی همچنین در این سال در دیوان استیفا نیز شغلی را عهده دار بوده است.
خوافی در دریافت خزانه ی خاص ه با عدم موفقیت stefanis روبرو شد و خود اشاره می کند که یک سال بعد(808 ق.)به همراه دو تن دیگر از فرستادگان فرار نمودیم و آن شب و آن روز و شب دیگر تاختن کرده و روز دوم...از آمویه عبور کردیم و به درگاه عالم پناه آمدیم 12.
خوافی تا سال 818 قمری در نزد امیر علاء الدین علی ترخان 13 بود و سپس از این سال تا 836 هجی که به امر بایسنقر معزول و مؤاخذه شد به مقامان بلندی در دستگاه وی و شاهرخ دست یافت.از جمله شرکت در مسافرت جنگی شاهرخ به شیراز برای سرکوب شورش امیرزاده بایقرا(819 ق.) منصوب شدن سید مرتضی امیر علی ریاست دیوان شاهرخ و همکاری فصیح خوافی با او(820 ق) عزل از امور دیوانی(821 ق.) مأموریت به کرمان برای رسیدگی به امور دیوانی(825 ق.) مراجعت به هرات از مأموریت کرمان و بادغیس(827 ق.) منصوب شدنمجدد به مقام موجه دیوان در دیوان بایسنقر میرزا(828 ق) رسیدگی به امور حکومتی و قضاوت سمنان از طرف بایسنقر (833 ق.)و سرانجام عزل از دیوان بایسنقر stefanis در 836 قمری که گویا به دلایل اشتباهات مالی نیاز به بررسی امور دیوانی او شده بود چنان که خود در ذیل وقایع همین سال متذکر می شود: عزل بنده ی درگاه المعروف stefanis به فصیح ال خوافی از دیوان حضرت سلطان مرحوم بایسنقر بهادرخان انار الل ه برهانه عشرین رمضان و تحمیل کردن و به محصل سپردن 14 .
ظاهرا در همین سال های عزل و بیکاری بود که شروع به تألیف اثر تاریخی خود کرد و به طور مفصل در آن کتاب از روزگار و ابنای آن شکایت نمود تا این که در سال 843 قمری به دنبال غضب فرمودن مهد هلیا گوهرشاد آغا بر بنده ی درگاه فصیح ال خوافی روز پنجشنبه سوم ذی حجه و سپردن بنده و بند فرمودن در روز چهارشنبه روز عرفه و بردن به خانه امیر بیک آقا و حبس فرمودن 15. و سپس در سال 845 قمری از دست شوم امیر بیک خلاص شد16.
از زندگانی خوافی پس از سال 845 قمری خبری در دست نیست اما با توجه به آن که کتاب با خبر رفتن مؤلف به نزد شاهرخ در 845 قمری و ظاهرا تقدیم کتابش به شاهرخ در ذی حجه ی همان سال 17 به اتمام رسیده و از طرف دیگر ذکری از وقایع 5 ساله آخر سلطنت شاهرخ که از اهمیت خاصی در تاریخ تیموریان برخوردار است به میان نیامده است بعید نیست درگذشت مؤلف قریب به همین سال اتفاق افتاد باشد18.
معرفی کتاب المجمل فی التاریخ(مجمل فصیح ی) در وقایع تاریخ و تراجم بزرگانی از آغاز آفرینش جهان تا سال 845 هجری است که خوافی آن را در نهایت اجمال و به صورت سالانه در یک مجل د شامل یک مقدمه دو مقاله و یک خاتمه تألیف و به شاهرخ تقدیمکرد.
وقایع تاریخی کتاب از ابتدای خلقت تا ولادت پیامبر(ص)در مقدمه از ولادت پیامبر(ص)تا هجرت پیامبر(ص)از مکه به مدینه در مقاله اول از آغاز هجرت پیامبر(ص)تا وقایع سال 845 در مقاله دوم و خاتمه مبتنی است بر ذکر بعضی از وقایع هرات و آنچه در مولد وی قبل از هجرت پیامبر(ص)روی داده است.
هرچند خوافی خود در آغاز مجمل به طور صریح به خاتمه ی اثر خود مبنی بر تاریخ شهر هرات اشاره کرده است لیکن نسخه های به دست آمده از کتاب فاقد این قسمت است و گویا خوافی با حبس و بندهای متوالی کشته شده(849 ق.)و توفیق اختتام اثر خود را نیافته است و تنها اطلاعات برجای مانده از خاتمه ی کتاب چند صفحه ای بیش نیست که در نسخه ای از ک
No comments:
Post a Comment