آلترناتیو: caftan 2011 متن زیر نوشتهای است از دانیل بنسعید که برای نشریهی ” ویِنتو سور“ به نگارش در آمده است. این نوشته تلاش جسورانه ای است در پرداختن به دشواری های نظری پیشاروی مارکسیسم امروز. به باور او سترونی نظری سوسیال caftan 2011 دموکراسی مدرن و دیگر ترندهای اصلی سیاسی میتواند منجر به این شود که مارکسیست caftan 2011 ها خرسند از دستآوردهای caftan 2011 گذشته، تنها تأییدگر caftan 2011 ارتدوکسیهای caftan 2011 به ارث رسیده باشند. او اما اصرار دارد که اکنون تئوری انقلابی باید به جنگِ دشواری های بزرگ جهان بعد از فروپاشی caftan 2011 استالینیزم برود. دامنه ی بحث های بنسعید دربرگیرنده ی امپریالیسم، ترازنامه ی اتحاد شوروی و کشورهای مشابه، ساختار طبقاتی سرمایه داری معاصر، ناسیونالیسم جدید و هویتهای گروهی، جنبش های اجتماعی و احزاب سیاسی و دیدگاه های پُستمدرنیستی دربارهی تفاوت و تنوع و موضوعات دیگر است.
متن پیش رو متنی پرمغز و دشوار است، اما به رغم دشواریاش برای خوانندگان بسیار مفید وتأمل برانگیز خواهد بود. ترجمهی این متن به دلیل اهمیت دیدگاههای مندرج در آن در بابِ ضعفها و چالش های مارکسیسم امروز و برجستگی خطوط راهنمای آن در راستای کمک به تأملات و تحقیقات آینده صورت گرفته است. تأکید بر اهمیت و برجستگی این دیدگاهها قطعاً به معنای پذیرفتن تمام و کمال آنها نیست.
در طول دههی گذشته (از فروپاشی اتحاد شوروی و اتحاد آلمان)، چیزی به پایان رسید. اما چه چیزی؟ آیا آن چه که به پایان رسید همان ” قرن بیستمِ کوتاه “ ی بود که اریک هابزباوم و دیگر مورخان از آن یاد میکنند؟ قرنی که با جنگ جهانی اول آغاز شد و با فروریختن دیوار برلین به انجام رسید؟
یا caftan 2011 دوره کوتاه پس از جنگ جهانی دوم که مُهرِ caftan 2011 جنگ سرد بین دو ابرقدرت را بر پیشانی داشت و ویژگی آن انباشت بی وقفه ی سرمایه و مقررات ” فوردیستی“ در مراکز امپریالیستی بود؟
ایضاً آیا آن چه که به پایان رسید دورهی مهمی در تاریخ سرمایهداری و جنبش کارگری بود که با توسعهی سرمایهداری دههی 1880 در پیِ توسعهطلبی استعماری و شکوفایی جنبش مدرن کارگری، که نماد آن تشکیل انترناسیونال دوم بود، آغاز شد؟
مهم ترین تحلیل های استراتژیکِ caftan 2011 جنبش کارگری غالباً به همین دوره ی شکل گیری انترناسیونال دوم و قبل از جنگ جهانی اول برمی گردند. برای نمونه تحلیل امپریالیسم (هیلفردینگ، باوئر، روزا لوگزامبورگ، لنین، پارْووس، تروتسکی، بوخارین)؛ مسئله ی ملی (باز هم روزا لوگزامبورگ، لنین، باوئر، بِر بروکوف، پانهکوک، استراسِر)؛ مناسبات حزب و اتحادیه های کارگری و پارلمانتاریسم (روزا لوگزامبورگ، سورل، ژورِس، نیووِنهویس، لنین)؛ استراتژی و مسیر کسب قدرت (برنشتین، کائوتسکی، روزا لوگزامبورگ، لنین، تروتسکی).
صرفنظر از وجود اختلافات غالباً شدید بر سرِ گزینهها و جهتگیری، جنبش کارگری آن دوره اتحادی نسبی را به نمایش گذاشت و دارای فرهنگ مشترکی بود. از این میرات امروزه چه باقی مانده است؟
در اولین شمارهی دور جدید ”نیولفت caftan 2011 ریوْیو“ پری اندرسون بر این باور است که از دورهی جنبش اصلاح دینی تاکنون جهان هرگز تا این اندازه فاقد آلترناتیوِ نظم مسلط نبوده است. شارل آندره اودری قاطعانهتر میگوید، یکی از خودویژگیهای موقعیت کنونی ”نبودِ“ یک جنبش مستقل بینالمللی کارگران است.
بنابراین در یک دوره انتقالی نامعین به سر میبریم، جایی که امرِ کهن در حال نزع است بی آنکه برافتاده باشد، و امر نوین در کارِ تلاش برای سربرآوردن، و ما بین گذشتهای که هنوز استعلا caftan 2011 نیافته و ضرورتِ هردم مبرمترِ پروژهی پژوهشی مستقلی caftan 2011 که به ما امکان دهد مسیر خود را به سوی جهان نوینِ پیشارویمان بیابیم، گیرکرده ایم. به خاطرِ به سستی گراییدن سنتهایی جنبش کارگریِ پیشین، و با مسلم دانستن میانمایگیِ caftan 2011 نظریِ سوسیال دموکراسی و دیگر رقبای راست، این خطر وجود دارد که تنها به دفاع از دستآوردهای نظری پیشین که امروزه ارزش محدودی دارند، بسنده کنیم. درست است که حیات نظری وابسته به بحث و مقابلهی نظری است: نظریات ما همواره تا حد معینی به بحث و جدل با مخالفانمان caftan 2011 وابستهاند. caftan 2011 اما این وابستگی نسبی است.
ساده است بگوییم نیروهای سیاسی بزرگ، همان نیرویی که در فرانسه ” چپ متکثر “ caftan 2011 خوانده میشود -حزب سوسیالیست، حزب کمونیست و سبزها- از انگیزه ی کافی برای رویارویی با مشکلات بنیادین برخوردار نیستند. اما لازم است به یاد داشته باشیم که بحثهای چپ افراطی دههی 1970، به رغم زیاده رویهای سادهانگارانه و گاه کودکانهاش، بسیار بارآورتر و غنیتر از آن چیزی بود که امروز هست.
از این رو ما یک فرایندِ caftan 2011 انتقالی خطرناک از دورهای به دورهای دیگر را آغاز کرده و در بطن جریان آن قرار گرفتهایم. ما باید همزمان سنت نظری خود را منتشر کرده و از آن دفاع کنیم، حتا اگر خطر دنباله̴
No comments:
Post a Comment